Rabbit hole

All too often, the rabbit hole is as deep as you have dug it

Rabbit hole

All too often, the rabbit hole is as deep as you have dug it

Rabbit hole

"I'am out with lanterns looking for my self "
_Emily Dickinson

あなたは私を遠くに置き去りにし、説明さえしませんでした

In the end we'll all become stories<3

نویسندگان

۳ مطلب در دی ۱۳۹۹ ثبت شده است

My unicorn girl -معرفی سریال چینی

دوشنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۹، ۱۱:۵۴ ب.ظ

 

بیاین که میخوام یه سریال بهتون معرفی کنم که مطمئنم از شدت کیوت بودنش ،

رنگین کمون استفراغ خواهید کرد ("=

عاشقان مبارزه شیرین کجاان ؟ مائوکو ؟؟ این سریال خوراکه مائو و یومیکوئه *-*

خیلی خیلی کیوته یعنی خیلی کیوته و البته یه کوشولو لوسه "^"

این سریالو اواخر مهر ماه بود که دیدم  و هنوز سه قسمتش مونده ، که اصلا همت نمیکنم

برم ببینم چون همش توسط اینستاگرام عزیز اسپویل شد |:

اینقدر بدم میاد نمیتونم جلوی خودمو بگیرم که واسم اسپویل نشه . خودمم میدونم اخرش مث چی پشیمون میشم ولی بازم /:

خیلی سریال فانیه ، خیلی باهاش خندیدم و البت که گریه هم نمودم "^" 

*جدیدا خیلی سر فیلم و سریال و مانهوا احساساتی میشم و گریم میره . امروز رسما داشتم واسه قسمت سوم زیبایی حقیقی زار میزدم *

خب عرضم به حضورتون که ..( تکه کلام معلم کلاس زبانمونه XD)

حتما ببینید که اصلا پشیمون نمیشید خیلی کیوته خیلی کیوته *-*

کاپل اصلی فیم که اصلا نگم ! خیلی کاواییه ...

از جذابیت ها و جنتلمن بودن های ون بینگ نگم واستون اسم  واقعیش دارن چنه) کثافت خیلی جذابه "-"

سانگ تیان با تیپ پسرونه یه کیوتچه به تمام معناست *0* (کیوتچه قبلا تکه کلام سحری بود ، چرا جدیدا ازش استفاده نمیکنی ؟^-^ ) 

من اصلا از اون تیپ دخترونش خوشم نمیومد "-" من دوس داشتم همینجوری با موهای کوتاهش باشه =~= 

میدونین دلیل علاقه اعظمم به این سریال برمیگرده به عشقم نسبت به هاکی و اسکیت روی یخ . خیلی میدوستم ^-^ 

با اینکه تنها یه بار اسکیت روی یخ رفتم ، اونا هم رفته بودیم شاندیز  مشهد و باورتون نمیشه خیلی سخته ، حقیقتا واسه من خیلی سخت بود 

اصلا به اون اسونیا که به نظر میاد نیس /: 

من با اینکه کلی با اسکیت معمولی داخل پارک و اینورا بازی کردم و هنوزم میکنم *هرچند اسکیتام واسم دارن خیلی کوچیک میشن *

ولی بازم ادم همش لیز میخورد .."^"

ولی بازم خیلی قشنگه ^__^ 

 

پی نوشت : احساس میکنم یه استعداد به خصوصی داخل اسکیت روی یخ دارم ولی این استعداد باید یه روزی شکوفا شه ، حالا نمد کی !

پی نوشت : فردا امتحان املا داریم "-" عح 

پی نوشت : راستی واسه معرفی کامل برید ادامه *-*

پی نوشت : سر این پست خیلی سرمو به دیوار کوبیدم "-" 

                                                                                         

  • Ayame ✧*

نامه ای به هشتاد سالگی من

يكشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۹، ۰۹:۲۹ ق.ظ

 

من عزیزم

نمیدانم این نامه را میخوانی یانه ؟ اگه الزایمر نگرفته باشی تا آن موقع حتما این را خواهی خواند چون من تو را  کمتر نه ولی بیشتر از همه

میشناسم . اگر تغییر نکنی ، اگر دیگر گذشته ات برایت مهم نباشد و نخواهی رویاهایت را به یاد بیاوری و ببینی که به آن ها رسیده ای یا نه

الان که این را  داری می خوانی هشتاد سالت است  و نزدیک به یک قرن عمر کرده ای ...

حتما خسته ای و با کوله باری از تجربه هایی که از هشتاد ، سصید و شست و پج روز زندگی ات کسب کرده ای و عینک روی چشمانت و گیس

های خاکستری مایل به سفیدت داری این نامه را میخوانی و صد البته که با خواندش گریه خواهی کرد ، از صمیم قلبم امیدوارم که اشک شوق

باشد .

میدانم ...

غم های زیادی دیده ای ، اشک ها ریخته ای

شادی کرده ای ، خندیده ای ، اشک شوق ریخته ای

اتفاقات زیادی سرنوشت برایت رقم زده

اتفاقات خوب و بد ، شاد و غمگین

نا امید شده ای ، شکست خورده ای

بلند شده ای و با قدرت ادامه دادی

حداقل امیدوارم که چنین کاری را انجام داده باشی ، چون باید بدانی که تو یعنی من بدون رویاهایت هیچ نیستی ، یعنی هیچ نیستیم .

رویاهای من و توست که باعث شده هنوز سرپا باشیم ، شوق رسیدن با ان هاست که قلبمان هنوز روشن است. قلب من هنوز روشن است ،

امیدوارم که تو در اینده آن را خاموش نکنی بلکه پر نور ترش کنی ، امیدوارم  که من را به تک تک رویاهایم رسانده باشی ، باید این کار بکنی

نه برای کسی دیگر فقط برای من یعنی خود خود خودت ..

 برای دختر چهارده ساله ای که کنار پنجره نشسته و به ورای کهشان ها می اندیشد  (: 

با عشق از طرف : نگین

 

"چهاردهم دی ماه هزار و سیصد و نود و نه ."

 

 

پی نوشت : مرسی از ناستاکا چان که منو به این چالش دعوت کرد .

میدونم که خیلی دیر گذاشتم ولی خب .

از طرف من هر کسی که اینو ننوشته دعوته (":

  • Ayame ✧*

چرا اخه ؟؟؟؟؟

شنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۹، ۱۱:۴۰ ب.ظ

چرا خه من باید الان یه پست طومار مانند بنویسم و بعد خواهرم بیاد لپ تاپ رو از شارژ بکنه و بعدش همش دود شه بره هوا !!!!

اق خیلی اعصابم داغون شد ... متنفرم از این زندگی شیتی ....

اه

پی نوشت1 : میخوام داخل چالش سی روزه شرکت کنم ، به نظرتون دوم میارم ؟؟ میتونم ؟

پی نوشت 2: اعصابم بدجوری خورده ، اق ..

پی نوشت 3 : بعد یه قرنی اومدم پست بزارم همش به فنا رفت !

پی نوشت 4 : حتی حال و حوصله اپلود عکس جدیدم ندارم |:

پی نوشت 5: چرا من باید باتری لپ تاپ رو ازش جدا کنم که همچین چیزی اتفاق بیفته ؟؟؟

 

  • Ayame ✧*