Rabbit hole

All too often, the rabbit hole is as deep as you have dug it

Rabbit hole

All too often, the rabbit hole is as deep as you have dug it

Rabbit hole

"I'am out with lanterns looking for my self "
_Emily Dickinson

あなたは私を遠くに置き去りにし、説明さえしませんでした

In the end we'll all become stories<3

نویسندگان

۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۹ ثبت شده است

چه گویم از شدت بی حوصلگی ؟؟ (: Spring flower

جمعه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ۰۵:۳۲ ب.ظ

               کیکی 

   الان یعنی من واقعا دارم پست میزارم ؟؟ دارم مینویسم ؟  باورم نمیشه !!

  بعد از هزاران کلنجار و خود زنی و جویدن دندان بالاخره خودمو راضی کردم ، که بیام

نوشتن خزعبلات و چرت و پرتامو شروع کنم  کلی ایده برای پست گذاشتن به ذهنم میرسه ولی امان امان از گشادگی و وقتی لب تاپ رو روشن

میکنم همشون از ذهنم میپرن |": ولی بالاخره خودمو راضی کردم برای نوشتن یه هدف کلی نمیخواد همین که هرچی داخل ذهن هست رو

بنویسی خودش کلی ارزش داره ((= ...

خب اول از همه یه تشکر و معذرت خواهی به همتون بدهکارم  تشکر بابت کامنت های امیدبخش

پست قبل که کلی حالمو خوب کردن و باید منو ببخشین که داخل این مدت به وبلاگاتون سرنزدم و نظر ندادم ببخشید ، با خودم درگیر بودم و

حوصلم هم اندازه یه مثقال بود ولی سعی میکنم که به وب هاتون سر بزنم و نظر بزارم

از اتفاقات این چندروزه دوست دارم بگم که حیف چیز خاصی نیست و فقط یه خبر خوشحال کننده دارم که بالاخره کلاس زبانم تموم شد یعنی پریروز

که جلسه اخر بود احساس میکنم یه بار سنگین از روی دوشم برداشته شده |: و الان احساس پوچی میکنم واقعا اصلا نمیدونم روزامو چطور

میگذرونم *معلومه علافی کردن *

اره درسته میدونم قرار بود داخل این پست درباره ترسم از اینده و نرسیدن به ایده ال هام بنویسم ولی میدونید وقتی با خودم فکر کردم دیدم الان

ننویسم دربارش راستش احساس خوبی در این باره ندارم همین که الان دارم نفس میکشم و زندگی خوبی دارم خودش کلی چیزه و بهتره شکرگزار

باشم از الان زندگیم لذت برم و دلیلی هم ندارم که از اینده بترسم چون فکر میکنم میتونم از پس هر مانعی که داخل زندگیم هست بربیام من همه

تلاشمو میکنم به هر قیمتی ...[":

میدونید الان با نوشتن این جملات احساس خیلی بهتری دارم خیلی بهتر ^-^

میدونین من همیشه  روی هر چیز کوچیک و بزرگی فوکوس میکنم خیلی به کلمات و جمله هایی که کسی بهم میگه دقت  و فکر میکنم و این

خیلی اذیتم میکنم و باعث میشه گاهی اوقات حتی خواب نداشته باشم و تا چند وقت احساس خیلی مضخرفی بهم دست بده و همیشه با خودم

درگیر باشم که چرا من این کلمه رو به کار نبردم و چرا اینو نگفتم !! درک میکنید درسته ؟! الان من چنین احساس دارم |: و حتی دلم نمیخواد

ماجراشو هم تعریف کنم و به همین دلیل  خودمو داخل اتاقم حبس کردم و برای ناهار خونه بابابزرگم نرفتم حتی دلم نمیخواد داخل چشمای

کسی نگاه کنم مخصوصا مامانم و عموم و یکی از فامیلامون که بعد از این اتفاق مطمئنن هر وقت ببینمش حالت تهوع بهم دست بده و ازش متنفر

بشم اه .. امیدوارم که شما به چنین مرضی دچار نباشید چون به شدت ازاردهنده است "^"

 

 همین چند روز پیش  بود که OST چوو برای سریال lnto The Ring منتشر شدد

و باید بگم خیلی عرر منده من عاشقشم خیلی قشنگه =^^^=

برای دانلودش روی لینک زیر کلیک کنین دیگه واقعا ارزش گوش دادن دارهه *-* خیییییییییلی قشنگه اصلا یه حس ناب به ادم میده (:

                             spring flower   

 

بعدا نوشت : قول میدم سر فرصت به وبلاگاتون سر بزنم قول میدم ((:

 

                         

  • Ayame ✧*