۹۲ مطلب توسط «Ayame ✧*» ثبت شده است

روز سوم

ممکنه بپرسید مرضم چی بود چالش رو ادامه ندادم ؟؟؟ 

و خب باید بگم خودمم دقیق نمیدونم ! یهویی دل سرد شدم خواستم ادامه ندم ._. و خب شایدم به یه سری اتفاقات عجیب که دوباره ناراحتم کردن

مربوط بشه . میدونین خیلی دلم میخواد از ناراحتیام اینجا بنویسیم ولی نمیدونم همین که میخوام شروع کنم یه حس بهم میگه که خب چرا الان

دقیقا داری این کارو میکنی ؟ مگه برا کسی مهمه ؟ نمیدونم جدیدا  داخل بیانم احساس تنهایی میکنم ، یه حس غریب بودن دارم ...

یه فکت خوندم که میگفت دلیل اینکه گاهی اوقات دلمون یهویی و بی دلیل میگیره اینکه یه نفر از این دنیا رفته و هیچکسو نداره که براش گریه کنه و

برای همین یه نفر انتخاب میشه تا ناراحت بشه براش (: 

پی نوشت : راستش دیروز برای دومین بار رفتم مدرسه  و یه خبر خیلی غم انگیز شنیدم ...یکی از دخترای مدرسمون خودکشی کرده و الان داخل

کما ست...حالم خیلی خراب شد 

پی نوشت : کاش بتونم از این جای نحسی که زندگی میکنم فرار کنم ..! 

  • ۸
  • نظرات [ ۴ ]
    • Ayame ✧*
    • سه شنبه ۲۸ بهمن ۹۹

    Sakura~Ikimono Gakari

             

     

                                           ~ Download~

                    *از این اهنگ بیرون نخواهم کشید ، تمام ....*

      اگه دلتون خواست میتونید موقع خوندن چرت و پرتام پلیش کنید ~

     

  • ۷
  • نظرات [ ۹ ]
    • Ayame ✧*
    • سه شنبه ۲۸ بهمن ۹۹

    Death is the only ending for the villain

    میدونید لگد مال شدن احساسات یعنی چه ؟؟

    یعنی اینکه داری مانهوای موردعلاقتو میخونی و شخصیت اصلی داره از سختی و مشکلات زندگی تو بچگیش  میگه

    و تو داری رسما عین چی عر میزنی و گریه میکنی و بعد میفهمی .....

     

     

     

     

    -همش زر زنی بوده و داشته دروغ میگفته (:  

    چاقوی من کو ؟؟ دیدینش خبر بدید ؟ 

    پی نوشت : اگر به دنبال مانهوایی میگردید که مجمع الکراشات باشه ، گرافیک بالایی داشته باشه ، داستان خفن داشته باشه 

    این شما و این مانهوای ...........

    *Death is the only ending for the vallain *

    برای کسی که نمیره و همین الان این مانهوا رو شروع نمیکنه متاسفم "-" 

    باور کنید اگه پشیمون شدین من پامیشم از بیان میرم |: 

    *در این حد نیاز من فردی است که بیاید با اون درمورد این مانهوا عر یزند * 

    پی نوشت : واقعا نمیرین دانلودش کنید ؟؟!!!!! 

    پی نوشت : یعنی این مانهوا جوریکه شخصیتای فرعیشم کراشن ! والا ...

    پی نوشت : واقعا داستانش خیلی باحاله ، فصل اولش تموم شده و فصل دومش قراره 12 فوریه منتشر شههه 

    یعنی کم کم داشتم میپوسیدم در انتظار فصل دومش و امروز که خبرشو شنیدم تو ابرا بودم (("=

    پی نوشت : بازم میگم به حرفم گوش کنید و برید بخونید ! 

    پی نوشت : میتونم تا صب راجب این مانهوا زر بزنم ولی از اونجایی که من خیلی خوبم و میدونم اسپویل داستان خیلی کار زشتیه این کارو انجام

    نمیدم ^-^ 

    پی نوشت : اگه کسی احیانا شروعش کرد یا خونده قبلا فقط کافیه که بهم یه کامنت بده دیگه ولش نمیکنم ^-^ مرسی اه 

    پی نوشت : اینم خدای جذابیت مانهوا هستند پنلوپه اکارت *-*

     یعنی به اندازه ای که من برای این بشر حرص خوردم که جونشو از دست نده خودش نمیخورد "-" 

    پی نوشت : امیدوارم مرگ تنها پایان برای شرور ها نباشه ("= بتببب

     

  • ۱۰
  • نظرات [ ۲۱ ]
    • Ayame ✧*
    • دوشنبه ۲۰ بهمن ۹۹

    روز دوم

    امروز روز دوم چالشه ...("=

    نمیدونم ولی این چالشه خیلی حس خوبی بهم میده *-*

     

    امروز بعد مدت ها ورزش کردم اونم  به زور مامانم که بهم میگفت عین یه کوالا تنبل شدم  و خیلی بی حالم ._. 

    ولی گمونم مامانم راست میگه ! خیلی بی حال شدم و اصلا حوصله ی هیچ کاریو ندارم انگاری یه چیزی انرژیمو ازم گرفته باشه

    فک میکنم دلیل اصلیش اینکه یه روز از برنامه درسیم عقب موندم و بعد از اون دیگه همه چیز بهم ریخت و هیچی درس نخوندم و شایدم به خاطر

    استرس باشه "-" ای کاش دلیلشو میدونستم 

     

    امروز سر یکی از کلاسای انلاینم سوتی افتضاحی دادم ^^ و به فنا رفتم خیلی شیک و مجلسی 

    میخواستم یه پیام به یکی از همکلاسیام بدم و اشتباهی  فرستادم گروه درسی ._. عاه 

    میدونین چیزی به اسم واتساپ جی بی باید از روی زمین برداشته بشه !!! اغا خیلی بده 

    هر پیامی و وضعیتی رو حذف بکنی برا اونایی که اینو دارن حذف نمیشه |: اق 

    و یه نکته ی دیگه ، میدونید چرا  از انجام دادن کار دستی بدم میاد ؟؟  چون  نه استعداد دارم و نه حوصله شو 

    یعنی دیروز همه خونه رو بهم ریختم تا یه قلمدان  برا درس هنر درست کنم اخر سرم مامانم برام درست کرد "-" 

    شما واقعا چطور میتونین کاردستی های کیوت درست کنین؟ چند وقت پیش یه عروسک درست کردم ، خیلی ترسناک شد 

    عکسشو ادامه میزارم ~

    پی نوشت : اگه دونستین چی وقتی هوا خیلی سرده و ابری میچسبه ؟ معلومه بستنی *-* 

    اونقدر که بستنی تو زمستون مزه میده داخل تابستون نمیده 

    پی نوشت :  برام دعا کنید مث ادم امروز درس بخونم "-"

    پی نوشت : زیبایی حقیقی نباید تموم میشد !! نبااااید نباااید ..

  • ۷
  • نظرات [ ۷ ]
    • Ayame ✧*
    • دوشنبه ۲۰ بهمن ۹۹

    روز اول

    امروز خیلی بهم حال ^^

    چون بعد دو ماه رفتم مدرسه و خب ...شیش نفر همش اومده بودن (": این مهم نیست 

    مهم اینکه که میم خ اومده بود *معلم ادبیاتم و کراش وبهترین دوستم در واقعیت* اون اول فک کردم نیومده ولی بعدش که دیدم از دفتر اومد بیرون

    عین چی ذوق کردم (*=

    و بعد مدرسه هم پیاده باهم برگشتیم خونه درواقع خونه هامون داخل یه مسیره و یه جورایی همسایه حساب میشیم ولی

    میخواد از این محله بره ._.  دلم نمیخواد  بره ..

    داخل راه درباره کتاب ملکه سرخ حرف زدیم *کتاب ملکه سرخو خونده * و کلی کتاب دیگه ..

    خلاصه اینکه کلی حرفیدیم ^-^

    انی وی ...از موضوع اصلی کلا دور شدم "-" 

    میخوام یه چالش 30روزه شروع کنم ، نمیدونم تا اخرش پیش میرم و میتونم یا نه ! ولی تلاشمو میکنم 

    پی نوشت : آهنگ you were good to me از Jeremy zucker رو حتما گوش بدین *-* 

  • ۶
  • نظرات [ ۵ ]
    • Ayame ✧*
    • يكشنبه ۱۹ بهمن ۹۹

    Major9 ben - heejin

          

     

                                              ~ Download~

     

            پی نوشت : این آهنگ هیچ وقت برام تکراری نمیشه ، هیچ وقت...

           پی نوشت : من باید برم‌ گم شم !اینطوری نمیشه ...

      پی نوشت : چرا من نباید صدای هه جین رو تشخیص نمیدادم ؟؟

      پی نوشت : چرا باید بفهمم اونم بعد یه سال که این اهنگو یکی دیگه خونده "-" 

     

  • ۷
  • نظرات [ ۳ ]
    • Ayame ✧*
    • شنبه ۱۸ بهمن ۹۹

    آیامه به چند سوال پاسخ میدهد *-*

    فغفعفع

    درود به اهالی بیان D":

    غارنشین بازگشته ...XDD

    همین الان بنده از پای کلاس های مجازی کمرشکن پا شده و متوجه شدم که فردا قراره حضوری بریم مدرسه(": و من خیلی خرم ذوقه چرا ؟؟ چرا

    شو بعدا در ادامه میفهمین ^^

    خب ...

    این یه چالشه که داخل وب یومیکو دیدم و هرکی هم که الان داره واسه اولین بار میبینه *که بعید میدونم * از طرف من دعوته (": ~~

    پ.ن : کسی میدونه چطوری فونت وبلاگ رو عوض کنم ، من هرچی سعی کردم نشد ): یکی کمک میکنه ؟؟

    پ.ن : کسی یدونه چرا نمیتونم آهنگ بزارم ؟؟غیب میشه یهو ..

    پ.ن : من بالاخره گوشی گرفتممم ^^ و از این بابت اصلا خوشال نیستم ._. والا ...من گوشی مامانمو بیشتر میدوستم خو 

    پ.ن :چرا  پستای من همش چرت و پرت !! چرا شما حتی اه ناله هم مینویسین خیلی قشنگه ، یکی پاسخگو باشه 

    پ.ن : میخوام چالش سی روز شرح حالو شروع کنم (": میدونم مال خیلی وقت پیشه ولی بهتر از هیچیه خب 

    پی نوشت : میدونم شور پی نوشت رو در اوردم .___.

    چیزی به نام ادامه مطلب شما را میخواند ..

  • ۵
  • نظرات [ ۸ ]
    • Ayame ✧*
    • شنبه ۱۸ بهمن ۹۹

    My unicorn girl -معرفی سریال چینی

     

    بیاین که میخوام یه سریال بهتون معرفی کنم که مطمئنم از شدت کیوت بودنش ،

    رنگین کمون استفراغ خواهید کرد ("=

    عاشقان مبارزه شیرین کجاان ؟ مائوکو ؟؟ این سریال خوراکه مائو و یومیکوئه *-*

    خیلی خیلی کیوته یعنی خیلی کیوته و البته یه کوشولو لوسه "^"

    این سریالو اواخر مهر ماه بود که دیدم  و هنوز سه قسمتش مونده ، که اصلا همت نمیکنم

    برم ببینم چون همش توسط اینستاگرام عزیز اسپویل شد |:

    اینقدر بدم میاد نمیتونم جلوی خودمو بگیرم که واسم اسپویل نشه . خودمم میدونم اخرش مث چی پشیمون میشم ولی بازم /:

    خیلی سریال فانیه ، خیلی باهاش خندیدم و البت که گریه هم نمودم "^" 

    *جدیدا خیلی سر فیلم و سریال و مانهوا احساساتی میشم و گریم میره . امروز رسما داشتم واسه قسمت سوم زیبایی حقیقی زار میزدم *

    خب عرضم به حضورتون که ..( تکه کلام معلم کلاس زبانمونه XD)

    حتما ببینید که اصلا پشیمون نمیشید خیلی کیوته خیلی کیوته *-*

    کاپل اصلی فیم که اصلا نگم ! خیلی کاواییه ...

    از جذابیت ها و جنتلمن بودن های ون بینگ نگم واستون اسم  واقعیش دارن چنه) کثافت خیلی جذابه "-"

    سانگ تیان با تیپ پسرونه یه کیوتچه به تمام معناست *0* (کیوتچه قبلا تکه کلام سحری بود ، چرا جدیدا ازش استفاده نمیکنی ؟^-^ ) 

    من اصلا از اون تیپ دخترونش خوشم نمیومد "-" من دوس داشتم همینجوری با موهای کوتاهش باشه =~= 

    میدونین دلیل علاقه اعظمم به این سریال برمیگرده به عشقم نسبت به هاکی و اسکیت روی یخ . خیلی میدوستم ^-^ 

    با اینکه تنها یه بار اسکیت روی یخ رفتم ، اونا هم رفته بودیم شاندیز  مشهد و باورتون نمیشه خیلی سخته ، حقیقتا واسه من خیلی سخت بود 

    اصلا به اون اسونیا که به نظر میاد نیس /: 

    من با اینکه کلی با اسکیت معمولی داخل پارک و اینورا بازی کردم و هنوزم میکنم *هرچند اسکیتام واسم دارن خیلی کوچیک میشن *

    ولی بازم ادم همش لیز میخورد .."^"

    ولی بازم خیلی قشنگه ^__^ 

     

    پی نوشت : احساس میکنم یه استعداد به خصوصی داخل اسکیت روی یخ دارم ولی این استعداد باید یه روزی شکوفا شه ، حالا نمد کی !

    پی نوشت : فردا امتحان املا داریم "-" عح 

    پی نوشت : راستی واسه معرفی کامل برید ادامه *-*

    پی نوشت : سر این پست خیلی سرمو به دیوار کوبیدم "-" 

                                                                                             

  • ۸
  • نظرات [ ۹ ]
    • Ayame ✧*
    • دوشنبه ۱۵ دی ۹۹

    نامه ای به هشتاد سالگی من

     

    من عزیزم

    نمیدانم این نامه را میخوانی یانه ؟ اگه الزایمر نگرفته باشی تا آن موقع حتما این را خواهی خواند چون من تو را  کمتر نه ولی بیشتر از همه

    میشناسم . اگر تغییر نکنی ، اگر دیگر گذشته ات برایت مهم نباشد و نخواهی رویاهایت را به یاد بیاوری و ببینی که به آن ها رسیده ای یا نه

    الان که این را  داری می خوانی هشتاد سالت است  و نزدیک به یک قرن عمر کرده ای ...

    حتما خسته ای و با کوله باری از تجربه هایی که از هشتاد ، سصید و شست و پج روز زندگی ات کسب کرده ای و عینک روی چشمانت و گیس

    های خاکستری مایل به سفیدت داری این نامه را میخوانی و صد البته که با خواندش گریه خواهی کرد ، از صمیم قلبم امیدوارم که اشک شوق

    باشد .

    میدانم ...

    غم های زیادی دیده ای ، اشک ها ریخته ای

    شادی کرده ای ، خندیده ای ، اشک شوق ریخته ای

    اتفاقات زیادی سرنوشت برایت رقم زده

    اتفاقات خوب و بد ، شاد و غمگین

    نا امید شده ای ، شکست خورده ای

    بلند شده ای و با قدرت ادامه دادی

    حداقل امیدوارم که چنین کاری را انجام داده باشی ، چون باید بدانی که تو یعنی من بدون رویاهایت هیچ نیستی ، یعنی هیچ نیستیم .

    رویاهای من و توست که باعث شده هنوز سرپا باشیم ، شوق رسیدن با ان هاست که قلبمان هنوز روشن است. قلب من هنوز روشن است ،

    امیدوارم که تو در اینده آن را خاموش نکنی بلکه پر نور ترش کنی ، امیدوارم  که من را به تک تک رویاهایم رسانده باشی ، باید این کار بکنی

    نه برای کسی دیگر فقط برای من یعنی خود خود خودت ..

     برای دختر چهارده ساله ای که کنار پنجره نشسته و به ورای کهشان ها می اندیشد  (: 

    با عشق از طرف : نگین

     

    "چهاردهم دی ماه هزار و سیصد و نود و نه ."

     

     

    پی نوشت : مرسی از ناستاکا چان که منو به این چالش دعوت کرد .

    میدونم که خیلی دیر گذاشتم ولی خب .

    از طرف من هر کسی که اینو ننوشته دعوته (":

  • ۵
  • نظرات [ ۳ ]
    • Ayame ✧*
    • يكشنبه ۱۴ دی ۹۹

    چرا اخه ؟؟؟؟؟

    چرا خه من باید الان یه پست طومار مانند بنویسم و بعد خواهرم بیاد لپ تاپ رو از شارژ بکنه و بعدش همش دود شه بره هوا !!!!

    اق خیلی اعصابم داغون شد ... متنفرم از این زندگی شیتی ....

    اه

    پی نوشت1 : میخوام داخل چالش سی روزه شرکت کنم ، به نظرتون دوم میارم ؟؟ میتونم ؟

    پی نوشت 2: اعصابم بدجوری خورده ، اق ..

    پی نوشت 3 : بعد یه قرنی اومدم پست بزارم همش به فنا رفت !

    پی نوشت 4 : حتی حال و حوصله اپلود عکس جدیدم ندارم |:

    پی نوشت 5: چرا من باید باتری لپ تاپ رو ازش جدا کنم که همچین چیزی اتفاق بیفته ؟؟؟

     

  • ۶
  • نظرات [ ۳ ]
    • Ayame ✧*
    • شنبه ۱۳ دی ۹۹
    "I'am out with lanterns looking for my self "
    _Emily Dickinson

    あなたは私を遠くに置き去りにし、説明さえしませんでした

    In the end we'll all become stories<3
    نویسندگان