۹۲ مطلب توسط «Ayame ✧*» ثبت شده است

هنوزهایم ...دلایلی برای زندگی

الان که دارم اینو مینویسم بارون داره می باره ..
چقدر که دلم بارون میخواست . خدایا شکرت...
هوا اونقدر قشنگه که اگه خطر رعد و برق نبود دلم میخواست بیرون بخوابم و ستاره ها رو نگاه کنم (^=
خب حقیقتا دوباره انگاری انرژیم برگشته و خیلی خوشحالم که زیاد طول نکشید. میخوام واقعا آدم شم ، واقعا اینو میگم ._.
یعنی باید آدم شم باید.. تا هنوز هام هنوز باقی نمونن
نمیدونم چرا یه وقتایی آروز میکنم که ای کاش بمیرم
درحالی که من هنوز ژاپن نرفتم ..
هنوز دوستای مجازیمو ندیدم
هنوز کنسرت لونا نرفتم و لایت استیک نخریدم
هنوز کتاب و داستانمو ننوشتم
هنوز موهامو رنگ نکردم
هنوز نتونستم تنها از خونه بیرون برم
هنوز نتونستم داخل کافه بیان کار کنم
هنوز کلی کتاب نخوندم
هنوز کلی فیلم ندیدم
هنوز کلی از نقاط دنیا است که دلم میخواد ببینم
هنوز فلکس واگن صورتی نخریدم
هنوز رانندگی یاد نگرفتم
هنوز صمیمی ترین دوستم رو پیدا نکردم
هنوز با دوست صمیمی ناپیدام مسافرت نرفتم و باهاش پیژامه پارتی نگرفتم
هنوز استایل لولیتا نپوشیدم و مهمونی چای نگرفتم
هنوز با میم خ نرفتم کتاب خونه و کافه و باهاش به اندازه ی کافی حرف نزدم
هنوز نتونستم ولاگ بگیرم
هنوز نتونستم شبا یا حتی روزا برای عوض شدن حال و هوام بیرون برم
هنوز استایل های مختلف رو امتحان نکردم
هنوز نتونستم آشپزی یاد بگیرم
هنوز نتونستم خوب نقاشی بکشم
هنوز نتونستم عاشق بشم
هنوز نتونستم برم اکادمی اسب سواری
هنوز نتونستم برای خودم گربه داشته باشم
هنوز به هدفم نرسیدم
هنوز و هزارن هنوز دیگه ....

پی نوشت : این یه چالش داخل وب کیدو بود و از هرکی این پست رو میبینه میخوام این چالشو انجام بده ^-^
پی نوشت : خب ...من عاشق توت فرنگی ام 🍓

پی‌نوشت : گیلاس یا توت فرنگی ؟؟؟ من که عمرا بتونم انتخاب کنم ._. 

 

بعدا نوشت : الان فهمیدم همه آهنگ هام حذف شدن....

بهم بگین این یه کابوسه ....نهههه 

چطور ممکنه ؟؟؟

  • ۱۱
  • نظرات [ ۵ ]
    • Ayame ✧*
    • جمعه ۸ اسفند ۹۹

    Spring Flower ~ Chuu

                 

                    ~ spring flower ~

    این اهنگ .....

    زیادی سافت و کیوته *~*

    چوو هم زیادی کیوتهه زیادی ......... زیادی

    میتونم هزار با این  اهنگو گوش کنم و همچنان برای این صدا ، اکلیل از چشام بزنه بیرون

     

    +واقعا شما نمیتونید با گوش دادن این اهنگ پرواز شکوفه ها رو کنارتون احساس کنین ؟؟ ولی من میتونم ^^

    +این دومین باریه که این اهنگو میزارم ._. گفتم بدونین 

  • ۱۷
  • نظرات [ ۷ ]
    • Ayame ✧*
    • چهارشنبه ۶ اسفند ۹۹

    روز هشتم

     

    این چند روزه ، اتفاقای هیجان انگیز افتاد بالاخره (*= اونقدر ها هم هیجان انگیز نبود راستش. ولی برای من بود ، دیدن میم خ قطعا هیجان انگیزه ...
    و خب باعث شد یکم هم که شده از اون فاز غمگینی که به خودم گرفته بودم بیرون بیام .
    الان دارم از شدت خستگی میمیرم ولی دقیقا هم نمیدونم چرا خسته ام ؟! چیکار کردم اخه ؟
    فقط ...فقط ...
    یادم نیست |:
    الان که دارم این پستو مینوسم بازم دارم داخل یادداشت های گوشیم این کارو میکنم و دقیقا هم معلوم نیست چرا ؟دلیلی براش ندارم فقط انجامش میدم
    اینجوریه که مغزم یه ایده به ذهنش میرسه و فقط دستور صادر میکنه که انجام شه !
    درکش نمیکنم ._.
    کلا مغزم خیلی عجیب غریبه ، معلوم نیست با خودش چند چنده ب_ب

    پ.ن: میدونی هیچ وقت....
    وقتی که میخوای به چیزی فکر نکنی به این فکر نکن که نمیخوای بهش فکر نکنی چون بیشتر بهش فکر میکنی
    پ.ن : پی نوشت قبلی خطاب به خودم بود ._.
    پ.ن : اونایی که وبتونو بستید .....
    آیا به این فکر کردید ، یه سریا هستن که دلتنگتون میشن ؟؟ اینکه با یه جمله بزارید و برید بی رحمانه نیست ؟
    پ.ن : لطفا برگردین ...لطفا

  • ۸
  • نظرات [ ۳ ]
    • Ayame ✧*
    • چهارشنبه ۶ اسفند ۹۹

    روز هفتم

    چرا اینقدر زندگی کسالت باره ؟!

    واقعا دلم میخواد همه چیز مثل قبل بشه ..

    همه روزا شده مثل هم جوری که اصلا معلوم نیست چطوری میگذره ؟ دیدین  ساعتو چقدر تند حرکت میکنه ؟؟؟

    واقعا حالم داره بهم میخوره ، دلم میخواد یه چیز متفاوت تجربه کنم ، همه چیز فرق بکنه یا حداقل مثل قبل بشه !

    دلم میخواد یه کار مفید انجام بدم ولی واقعا اصلا معلوم نیست روزام داره چطوری سپری میشن .

    فقط کافیه که پلک بزنم و ببینم یکی دو ماه گذشته ؟؟ چطوری اینقدر زود اسفند رسید ؟؟

    یعنی بعد که امسال تموم بشه من میرم دبیستان ؟ وای من میترسم

    راستش این سه سال راهنمایی خیلی زود گذشت ، هنوز احساس میکنم همین دیروز بود برای اولین بار وارد مدرسه نواوران شدم  ، همون مدرسه

    درب و داغون 

     

    پی نوشت : دلم هوس انیمه کرده "-" دلم انیمه میخواد ولی اونقدر انیمه های داخل لیستم زیاده که نمیدونم کدومو شروع کنم 

    پی نوشت : من نمیخوام جلد دهم پندراگون رو بخونم ، نمیخواام ....من با این کتاب بزرگ شدم  ...نه

    پی نوشت : چرا من اصلا این چالشو شروع کردم ؟؟ خیلی پشیمونم ! 

    پی نوشت : چرا من این جا همش دارم چرت و پرت مینویسم ؟

    پی نوشت : یه سوال ...فقط منم که جوگیرم و  پستامو لایک میکنم ؟؟ ایا من تباهم ؟

  • ۱۵
  • نظرات [ ۱۷ ]
    • Ayame ✧*
    • شنبه ۲ اسفند ۹۹

    از سری پیام های امید بخش..

  • ۲۰
    • Ayame ✧*
    • جمعه ۱ اسفند ۹۹

    روز ششم

    الان که دارم این پستو مینویسم ، در واقع دارم داخل یادداشت های گوشیم مینویسمش از شدت خستگی چشمام باز نمیشن و معلوم نیست چطوری دارم‌ مینویسم ، خیلی دلم میخواد بیدار بمونمو کتاب جنس ضعیف رو ادامه بدم ولی مطمئنم دو صفحه بخونم خوابم‌ می بره "-"
    اهان اینم بگم جنس ضعیف رو حتما بخونیدش کتاب خیلی جالبیه (*=
    هرچند خیلی قدیمیه
    امشب شب آرزو هاست ~
    و خب دقیقا یکی دو یاعت پیش رفتم روی پشت بوم خونه و هوا هم خیلی قشنگ بود خیلی زیاد (*= و کاری رو کردم که باید میکردم ، آرزو کردم .
    نگین آینده اگه داری این پستو میخونی امیدوارم هنوز سر قولت مونده باشی و یادت نرفته باشه چی آرزو کردی باشه ؟
    پی نوشت : سوال امروز خیلی قشنگه (=
    خیلی نیازمند چنین چیزی بودم
    پی نوشت : هنوز معلوم نیست چطوری دارم تایپ میکنم ، اصلا معلوم نیست '-'
    پی نوشت : من واقعا معتاد شیرتوت فرنگیم بدونش نمیتونم زندگی کنم ... 🍓

  • ۸
  • نظرات [ ۶ ]
    • Ayame ✧*
    • جمعه ۱ اسفند ۹۹

    روز پنجم

    دقیقا همین الان میم خ پیام فرستاد: 

    *باز حذف کرد ! *XD 

    در واقع ۹۹ درصد پیام هایی که من بهش میدم حذف میشه XD نمیدونم مرضم‌چیه که حذف میکنم کلا کرم دارم . الانم نمیدونم سین بزنم ، چیکار کنم ؟ اصلا چی‌بگم ؟ ....گاهی اوقات که بهش پیام میدم یه سری موضوعات چرت و پرته بعد پشیمون میشم حذف میکنم '-' خدا بیامرزتم 

    میدونید از واتساپ بدم میاد که نشون میده این پیام حذف شده است اخه خبر کش ما نمیخوایم طرف بدونه "-" 

    در هر حال امروز روز پنجم چالشه ~ 

    امروز یکی از روزای خسته کنند و درد اوره برام ، کلا پنجشنبه ها خیلی دلگیره خیلی زیاد (: ...

    چرا هوا هم دلگیره ؟! تا به حال اینقدر ابری نبوده و خب خیلیم گرمه '-' من واقعا عاشق هوای سردم (*= 

    از وقتی که زمستون شروع شده یه بارم نتونستم اون پالتوی زرد خوشگلمو بپوشم ): چون اصلا هوا اونقدر سرد نشده و  منم به همون کت لی پناه بردم ...

     

    پی نوشت : به نظرتون چی باید بگم به میم خ ؟؟ @_@ 

    پی نوشت : full moon لونا رو گوش دادین ؟؟ من گه هیچ وقت ازش سیر نمیشم D^=

    پی نوشت : چرا پست روز چهارم چالش اینقدر مظلوم واقع شد ؟؟ یه کامنتم نداشت ): *هق * ناراحت شدم ...

    پی نوشت : یعنی اینقدر مسخره ان نوشته هام که یه کامنتم نباید میداشتم ؟-_-

  • ۱۰
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • Ayame ✧*
    • پنجشنبه ۳۰ بهمن ۹۹

    وهم ...

    جهان ، آلوده ی خواب است .

    فروبسته است وحشت در به روی هر تپش ، هر بانگ

    چنان که من به روی خویش

    در این خلوت که نقش دلپذیرش نیست

    و دیوارش فرو میخواندم در گوش

    میان این همه انگار

    چه پنهان رنگ ها دارد فریب زیست !

    شب از وحشت گرانبار است

    جهان آلوده ی خواب است و من در وهم خود بیدار

    چه دیگر طرح می ریزد فریب زیست

    در این خلوت که حیرت نقش دیوار است ؟

    -سهراب سپهری

  • ۱۷
  • نظرات [ ۷ ]
    • Ayame ✧*
    • چهارشنبه ۲۹ بهمن ۹۹

    روز چهارم

    به سردرد عجیبی مبتلا شدم جوری که سرم همش گیج میره و اصلا نمیفهمم بقیه چی میگن . مثلا امروز خواهرم داشت راجب یه انیمشین صحبت

    میکرد و من اصلا نفهمیدم چی گفت حتی یه کلمه از حرف هاش رو نفهمیدم و همش بهش زل زده بودم ...و بعد که حرفش تموم شد و ازم یه

    سوال پرسید من بهش گفتم چی گفتی ؟؟

    خدا میدونه چه مرگه ؟؟ بدجوری ذهنم خالی شلوغه .. حتی درست و حسابی هم نمیخوابم و همش فکر میکنم و وقتی میخوام فکر نکنم بدتر میشه  ._.

    همش داخل خونه چرخ میزنم و چرخ میزنم جوری که مامانم میگه سرگیجه نمیگیری

    نمیدونم خسته ام یا چه مرگ دیگه ایم شده ، انگار همه چیز خاکسری شده باشه وهر روز داره بیشتر بشه این خاکستری زندگی

    عاه ....

    دیشب فک میکردم قراره خواب شفاف ببینم از اون خوابا که خودت میدونی خوابی و میتونی کنترلش کنی*خیلی لذت بخشه* ، من زیاد از این خوابا

    میبینم ولی دیشب خیلی خواب عجیبی دیدم حتی عجیب تر از اون اینکه حتی یادم نمیاد در مورد چی بود فقط وقتی از خواب بیدار شدم داشتم

    گریه میکردم و قلبم داشت میومد تو حلقم ...هرچقدر فک کردم خوابم راجب چی بود حتی یکمم یادم نیومد !..

    راستش خودمم حدس میزنم که چه چیزی تا این حد میتونه داخل خواب اذیتم کنه و مطمئنم باز خوابشو دیدم (:

    پی نوشت : شما هم احساس میکنید پست پی نوشت نداشته باشه اصلا یه جوریه ؟

    پی نوشت : همچنان احساس  خستگی عجیبی دارم ، عاه ..

    بعدا نوشت : نرفتید اون مانهوا رو بخونین ؟؟ هعی ... فصل دومشم منتشر شد اصلا هرچی بگم از خفن بودنش کم گفتم

  • ۵
  • نظرات [ ۳ ]
    • Ayame ✧*
    • چهارشنبه ۲۹ بهمن ۹۹

    Lolita style ~♡

              

    من ....بالاخره یه روز یه نفرو پیدا میکنم برام استایل لولیتا بخره ._. 

    اصلا هیچ آدم فدا کاری نیست توی این جامعه بیان ؟ هعی ....

    ولی یه روز هرجور شده باید تمام سبک های استایل لولیتا رو امتحان کنم به هر قیمتی 

    سبک سوییتش ، گوتیک و کلاسیک عرررTT داخل اون یکی وبلاگمم قبلا از این استایل پست گذاشته بودم ولی اون موقع اسمشونو نمیدونستم تا مائو بهم گفت بهشون میگن لولیتا ~ 

    بیاین یه روز با استایل لولیتا میهمونی چایی برگزار کنیم D*= و ماکارون و شیرینی هم بخوریم TT این یکی از شیرین ترین رویاهامه ، جور یکه قندِ مغزم بالا میزنه ._. 

    لعنت به مخترع این استایل که کار و زندگی از من گرفته ! ...کل پینترستم شده همینا ، یه مدت داشتم فراموششون میکردم ول ییهو دوباره مغزم بک آپ گرفته انگاری ._. 

    پی نوشت : لباسای وایولت اورگادنم از این سبک بودن *-* 

    پی نوشت : من مهمونی چای میخواااام .__. 

    پی نوشت : میترسم بزرگ شم و دیگه لولیتا رو دوست نداشته باشم ، منم از اوناییم که به فوبیای بزرگ شدن مبتلا هستم *هق* 

    پی نوشت : سبک گوتیک این استایل خیلی خفنهههههههTT 

    پی نوشت : قراره امشب من خواب مهونی چای ببینم /: 

  • ۸
  • نظرات [ ۸ ]
    • Ayame ✧*
    • چهارشنبه ۲۹ بهمن ۹۹
    "I'am out with lanterns looking for my self "
    _Emily Dickinson

    あなたは私を遠くに置き去りにし、説明さえしませんでした

    In the end we'll all become stories<3
    نویسندگان