۶ مطلب با موضوع «پیشنهادی ~» ثبت شده است

گریزی به سوی کتاب | نهم نوامبر

November 9

by Colleen Hoover

Goodreads rate : 4.18

my rate: 2.5

Book's vibe

خلاصه ی داستان : فالون یه بازیگر نوجوون بوده که  دو سال پیش توی آتش سوزی که ظاهرا پدرش غیر عمد باعثش شده بود بخشی از صورت و بدنش سوخته و برای همیشه شغلشون و شانسش رو برای بازیگری از دست میده و همیشه به همین دلیل از پدرش متنفر بوده اما وقتی نهم نوامبر سالگرد روز آتش سوزی تصمیم میگیره پدرش رو ببینه و بهش بگه که میخواد بره نیویورک تا بتونه شاید دوباره بازیگری رو شروع کنه اما پدرش بهش میگه که هیچوقت نمیتونه موفق بشه چون دیگه زیبا نیست به خاطر آتش سوزی که خودش باعثش بوده اما در همون  لحظه نویسنده ای به اسم بن میاد و خودشو دوست پسر فالون جا میزنه و ازش حمایت کنه ، فالون و بن از همون روز از هم خوششون میاد و قرار میزارن تا پنج سال هر نهم نوامبر فقط همو ببینن !!!

~♡

  • ۱۱
  • نظرات [ ۵ ]
    • Ayame ✧*。
    • سه شنبه ۱۷ مرداد ۰۲

    گریزی به سوی کتاب | Song of Achille

    Song of achilles 

    By Madeline Miller

    Goodreads rate : 4.35

    My rate: 4.8

    Book's vibe

    خلاصه ی کتاب : داستان از زبون پاتروکلوس یه شاهزاده ی یونان باستانه که مرتکب یک قتل غیر عمد میشه و پدرش اون رو به سرزمین فتیا  تبعید می کنه . حالا شاهزاده ی طرد شده باید در دربار پدر آشیل زندگی کنه . شاهزاده آشیل تمام چیزیه که پاتروکلوس همیشه می خواسته توی زندگیش باشه و کم کم  بین آشیل و پاتروکلوس یه دوستی شکل میگیره اما احساسات اون ها متفاوته و علارغم خواسته ی تتیس مادر آشیل که الهه ی دریاست روابط بین آشیل و پاتروکلوس عاشقانه و عمیق تر میشه . آشیل برای کسب نام و اعتبار به جنگ تروا میره و پاتروکلوس هم به دنبالش...

    ~♡

  • ۷
  • نظرات [ ۱۴ ]
    • Ayame ✧*。
    • دوشنبه ۹ مرداد ۰۲

    گریزی به سوی کتاب | Seven Husband of Evelyn Hugo

    Seven Husband of Evelyn Hugo 

    " By Taylor Jenkins Reid "

    Goodreads rate:4.44

    My rate : 4.5  

    Book's vibe   

    خلاصه ی داستان : اِولین هوگو بازیگر مشهور هالیوودی که پس از سال ها دراما و شایعه های جورواجور، تصمیم میگیره داستان هفت ازدواج شکست خورده ی خودش رو برای یک روزنامه نگار خاص تعریف کنه.ماجرای هریک از اون ازدواج ها چی بوده ؟ چرا همشون شکست خوردن و مهم تر از همه اِولین واقعا کدومشون رو دوست داشته و آیا عاشق کسی بوده ؟ و چرا میخواد داستانش رو فقط برای مونیکو که حتی یه نویسنده ی معروف هم نیست تعریف کنه ؟

    ♡~

  • ۸
  • نظرات [ ۶ ]
    • Ayame ✧*。
    • پنجشنبه ۵ مرداد ۰۲

    Death is the only ending for the villain

    میدونید لگد مال شدن احساسات یعنی چه ؟؟

    یعنی اینکه داری مانهوای موردعلاقتو میخونی و شخصیت اصلی داره از سختی و مشکلات زندگی تو بچگیش  میگه

    و تو داری رسما عین چی عر میزنی و گریه میکنی و بعد میفهمی .....

     

     

     

     

    -همش زر زنی بوده و داشته دروغ میگفته (:  

    چاقوی من کو ؟؟ دیدینش خبر بدید ؟ 

    پی نوشت : اگر به دنبال مانهوایی میگردید که مجمع الکراشات باشه ، گرافیک بالایی داشته باشه ، داستان خفن داشته باشه 

    این شما و این مانهوای ...........

    *Death is the only ending for the vallain *

    برای کسی که نمیره و همین الان این مانهوا رو شروع نمیکنه متاسفم "-" 

    باور کنید اگه پشیمون شدین من پامیشم از بیان میرم |: 

    *در این حد نیاز من فردی است که بیاید با اون درمورد این مانهوا عر یزند * 

    پی نوشت : واقعا نمیرین دانلودش کنید ؟؟!!!!! 

    پی نوشت : یعنی این مانهوا جوریکه شخصیتای فرعیشم کراشن ! والا ...

    پی نوشت : واقعا داستانش خیلی باحاله ، فصل اولش تموم شده و فصل دومش قراره 12 فوریه منتشر شههه 

    یعنی کم کم داشتم میپوسیدم در انتظار فصل دومش و امروز که خبرشو شنیدم تو ابرا بودم (("=

    پی نوشت : بازم میگم به حرفم گوش کنید و برید بخونید ! 

    پی نوشت : میتونم تا صب راجب این مانهوا زر بزنم ولی از اونجایی که من خیلی خوبم و میدونم اسپویل داستان خیلی کار زشتیه این کارو انجام

    نمیدم ^-^ 

    پی نوشت : اگه کسی احیانا شروعش کرد یا خونده قبلا فقط کافیه که بهم یه کامنت بده دیگه ولش نمیکنم ^-^ مرسی اه 

    پی نوشت : اینم خدای جذابیت مانهوا هستند پنلوپه اکارت *-*

     یعنی به اندازه ای که من برای این بشر حرص خوردم که جونشو از دست نده خودش نمیخورد "-" 

    پی نوشت : امیدوارم مرگ تنها پایان برای شرور ها نباشه ("= بتببب

     

  • ۱۰
  • نظرات [ ۲۰ ]
    • Ayame ✧*。
    • دوشنبه ۲۰ بهمن ۹۹

    My unicorn girl -معرفی سریال چینی

     

    بیاین که میخوام یه سریال بهتون معرفی کنم که مطمئنم از شدت کیوت بودنش ،

    رنگین کمون استفراغ خواهید کرد ("=

    عاشقان مبارزه شیرین کجاان ؟ مائوکو ؟؟ این سریال خوراکه مائو و یومیکوئه *-*

    خیلی خیلی کیوته یعنی خیلی کیوته و البته یه کوشولو لوسه "^"

    این سریالو اواخر مهر ماه بود که دیدم  و هنوز سه قسمتش مونده ، که اصلا همت نمیکنم

    برم ببینم چون همش توسط اینستاگرام عزیز اسپویل شد |:

    اینقدر بدم میاد نمیتونم جلوی خودمو بگیرم که واسم اسپویل نشه . خودمم میدونم اخرش مث چی پشیمون میشم ولی بازم /:

    خیلی سریال فانیه ، خیلی باهاش خندیدم و البت که گریه هم نمودم "^" 

    *جدیدا خیلی سر فیلم و سریال و مانهوا احساساتی میشم و گریم میره . امروز رسما داشتم واسه قسمت سوم زیبایی حقیقی زار میزدم *

    خب عرضم به حضورتون که ..( تکه کلام معلم کلاس زبانمونه XD)

    حتما ببینید که اصلا پشیمون نمیشید خیلی کیوته خیلی کیوته *-*

    کاپل اصلی فیم که اصلا نگم ! خیلی کاواییه ...

    از جذابیت ها و جنتلمن بودن های ون بینگ نگم واستون اسم  واقعیش دارن چنه) کثافت خیلی جذابه "-"

    سانگ تیان با تیپ پسرونه یه کیوتچه به تمام معناست *0* (کیوتچه قبلا تکه کلام سحری بود ، چرا جدیدا ازش استفاده نمیکنی ؟^-^ ) 

    من اصلا از اون تیپ دخترونش خوشم نمیومد "-" من دوس داشتم همینجوری با موهای کوتاهش باشه =~= 

    میدونین دلیل علاقه اعظمم به این سریال برمیگرده به عشقم نسبت به هاکی و اسکیت روی یخ . خیلی میدوستم ^-^ 

    با اینکه تنها یه بار اسکیت روی یخ رفتم ، اونا هم رفته بودیم شاندیز  مشهد و باورتون نمیشه خیلی سخته ، حقیقتا واسه من خیلی سخت بود 

    اصلا به اون اسونیا که به نظر میاد نیس /: 

    من با اینکه کلی با اسکیت معمولی داخل پارک و اینورا بازی کردم و هنوزم میکنم *هرچند اسکیتام واسم دارن خیلی کوچیک میشن *

    ولی بازم ادم همش لیز میخورد .."^"

    ولی بازم خیلی قشنگه ^__^ 

     

    پی نوشت : احساس میکنم یه استعداد به خصوصی داخل اسکیت روی یخ دارم ولی این استعداد باید یه روزی شکوفا شه ، حالا نمد کی !

    پی نوشت : فردا امتحان املا داریم "-" عح 

    پی نوشت : راستی واسه معرفی کامل برید ادامه *-*

    پی نوشت : سر این پست خیلی سرمو به دیوار کوبیدم "-" 

                                                                                             

  • ۸
  • نظرات [ ۹ ]
    • Ayame ✧*。
    • دوشنبه ۱۵ دی ۹۹

    چه گویم از شدت بی حوصلگی ؟؟ (: Spring flower

                   کیکی 

       الان یعنی من واقعا دارم پست میزارم ؟؟ دارم مینویسم ؟  باورم نمیشه !!

      بعد از هزاران کلنجار و خود زنی و جویدن دندان بالاخره خودمو راضی کردم ، که بیام

    نوشتن خزعبلات و چرت و پرتامو شروع کنم  کلی ایده برای پست گذاشتن به ذهنم میرسه ولی امان امان از گشادگی و وقتی لب تاپ رو روشن

    میکنم همشون از ذهنم میپرن |": ولی بالاخره خودمو راضی کردم برای نوشتن یه هدف کلی نمیخواد همین که هرچی داخل ذهن هست رو

    بنویسی خودش کلی ارزش داره ((= ...

    خب اول از همه یه تشکر و معذرت خواهی به همتون بدهکارم  تشکر بابت کامنت های امیدبخش

    پست قبل که کلی حالمو خوب کردن و باید منو ببخشین که داخل این مدت به وبلاگاتون سرنزدم و نظر ندادم ببخشید ، با خودم درگیر بودم و

    حوصلم هم اندازه یه مثقال بود ولی سعی میکنم که به وب هاتون سر بزنم و نظر بزارم

    از اتفاقات این چندروزه دوست دارم بگم که حیف چیز خاصی نیست و فقط یه خبر خوشحال کننده دارم که بالاخره کلاس زبانم تموم شد یعنی پریروز

    که جلسه اخر بود احساس میکنم یه بار سنگین از روی دوشم برداشته شده |: و الان احساس پوچی میکنم واقعا اصلا نمیدونم روزامو چطور

    میگذرونم *معلومه علافی کردن *

    اره درسته میدونم قرار بود داخل این پست درباره ترسم از اینده و نرسیدن به ایده ال هام بنویسم ولی میدونید وقتی با خودم فکر کردم دیدم الان

    ننویسم دربارش راستش احساس خوبی در این باره ندارم همین که الان دارم نفس میکشم و زندگی خوبی دارم خودش کلی چیزه و بهتره شکرگزار

    باشم از الان زندگیم لذت برم و دلیلی هم ندارم که از اینده بترسم چون فکر میکنم میتونم از پس هر مانعی که داخل زندگیم هست بربیام من همه

    تلاشمو میکنم به هر قیمتی ...[":

    میدونید الان با نوشتن این جملات احساس خیلی بهتری دارم خیلی بهتر ^-^

    میدونین من همیشه  روی هر چیز کوچیک و بزرگی فوکوس میکنم خیلی به کلمات و جمله هایی که کسی بهم میگه دقت  و فکر میکنم و این

    خیلی اذیتم میکنم و باعث میشه گاهی اوقات حتی خواب نداشته باشم و تا چند وقت احساس خیلی مضخرفی بهم دست بده و همیشه با خودم

    درگیر باشم که چرا من این کلمه رو به کار نبردم و چرا اینو نگفتم !! درک میکنید درسته ؟! الان من چنین احساس دارم |: و حتی دلم نمیخواد

    ماجراشو هم تعریف کنم و به همین دلیل  خودمو داخل اتاقم حبس کردم و برای ناهار خونه بابابزرگم نرفتم حتی دلم نمیخواد داخل چشمای

    کسی نگاه کنم مخصوصا مامانم و عموم و یکی از فامیلامون که بعد از این اتفاق مطمئنن هر وقت ببینمش حالت تهوع بهم دست بده و ازش متنفر

    بشم اه .. امیدوارم که شما به چنین مرضی دچار نباشید چون به شدت ازاردهنده است "^"

     

     همین چند روز پیش  بود که OST چوو برای سریال lnto The Ring منتشر شدد

    و باید بگم خیلی عرر منده من عاشقشم خیلی قشنگه =^^^=

    برای دانلودش روی لینک زیر کلیک کنین دیگه واقعا ارزش گوش دادن دارهه *-* خیییییییییلی قشنگه اصلا یه حس ناب به ادم میده (:

                                 spring flower   

     

    بعدا نوشت : قول میدم سر فرصت به وبلاگاتون سر بزنم قول میدم ((:

     

                             

  • ۵
  • نظرات [ ۸ ]
    • Ayame ✧*。
    • جمعه ۱۰ مرداد ۹۹
    "I'am out with lanterns looking for my self "
    _Emily Dickinson

    あなたは私を遠くに置き去りにし、説明さえしませんでした

    In the end we'll all become stories<3
    نویسندگان